بحث جدال برانگیز خیانت
توی جامعه ی کنونی چه در ایران و چه در خارج از کشور بحث عشق، س.ک.س و ازدواج جزو بزرگ ترین چالش های زندگی اجتماعی محسوب میشه، از سریال های فارسی وان بگیر تا جراحت، هرکدوم به نوعی قصد به تصویر کشیدن این موضوعات رو دارن. در حال حاضر در ایران چند همسری مردان که آزاد هست و سنگسار زنان یا اجرا شدن حکم اعدام برای زن خیانتکار !! و البته گاهی آزاد اندیشی زنانه و داشتن حق مسلم برای هرطور رابطه ای با مردان در بعضی موارد و وجود روابط بین دختران و پسران مجرد به طرز غیر اصولی مسائلی هست که سوالات زیادی رو به همراه داره و مشکلات زیادی هم به دنبال خودش ایجاد میکنه. برای شروع لطفا روی سوالات زیر خوب فکر کنین و نظر خودتون رو مطرح کنید، این پست ادامه خواهد داشت! از همه ی خواننده های عزیز دعوت میکنم توی این بحث شرکت کنن.
خیانت چیست ؟
تعریف یکسان برای همه وجود دارد ؟
آیا جامعه می تواند عامل خیانت باشد ؟
چه چیزی باعث خیانت میشود ؟
زنان خیانتکارترند یا مردان؟
آیا اگر کسی در حق کس دیگر خیانت کرد، طرف مقابل این اجازه را دارد که در حق او خیانت کند؟
آیا اگر نیازهای کسی بعد از ازدواج تامین نشد، حق خیانت دارد؟
آیا مرد و زن دلایل یکسانی برای خیانت دارند؟
عکس العمل بعد از روشن شدن خیانت چیست ؟
بخشش بهتر است یا جدایی بعد از فرو افتادن پرده ها ؟
معرفی جین وبستر و کتاب بابالنگ دراز

یکی از پررنگ ترین خاطره های کودکی من، تماشای کارتون بابا لنگ دراز است و شخصیت دوست داشتنی جودی ابوت.
"آليس جين چندلر وبستر"، در 24 جولاي سال 1876 ميلادي در "فلوريدا" به دنيا آمد. او تنها فرزند خانواده بود. كودكىاش در خانوادهاى گذشت كه به ادبيات و نشر انديشه و فرهنگ، توجه ويژهاى داشتند.
داستانهاى او سرشار از پرداختن به جزييات است و اين ويژگى بر گيرايي آثار او مى افزايد. اين نويسندهي سخت كوش، با آفرينش رمان "بابا لنگ دراز"، به خواست قلبىاش رسيد. او سالها در انديشهي نوشتن داستانى بود كه تهيدستي، عشق، تلاش و انسان دوستى را در بر گيرد و همهي اين ويژگيها را در اين داستان گنجاند. انتشار اين كتاب با پيشباز منتقدين و كارشناسان ادبى روبرو شد.
يك سال پس از اين كاميابي، او رمان "دشمن عزيز" را نوشت؛ كتابى كه با وجود آزادي داستان، به گونهاي، ادامهي داستان "بابا لنگ دراز" است و به خوبى، روند پيشرفت انديشهي نويسنده را در برخورد با مسايل مهم و انساني بشر نمودار مىسازد.
او با مطرح کردن عقاید خود در قالب رمان بابا لنگ دراز، برای همیشه نام خود را در لیست زنان تکرار نشدنی تاریخ بشریت اضافه کرد.
کتاب جین وبستر با به تصویر کشیدن زندگی اسفناک یک کودک پرورشگاهی و تجربه ی تلخ نداشتن پدر و مادر و خانواده، در عین حال داشتن عزت نفس برای جبران محبتی که در حقش شده و اصرار در باز پرداخت شهریه ای که صرف دانشگاه رفتنش صرف گشته، حرف های زیادی برای گفتن دارد.
با برخی از جملات زیبای این نویسنده ی بزرگ آشنا شوید:
واقعا عجیب است آدم نداند کیست. کمی هم هیجان آور و خیال انگیز است. می شود حدس های زیادی زد: شاید من امریکایی نباشم. خیلی ها آمریکایی نیستند. بعید نیست از نسل های رومی های باستان باشم. شاید هم دختر یک دزد دریایی باشم. احتمال دارد دختر یک روس تبعیدی باشم و لابد جایم در زندان های سیبری ست. احتمال کولی بودنم هم میرود. همین طور هست، من آدمی سرگردان و آواره هستم هرچند تا به حال فرصتی برای پرورش این خصوصیت خود نداشته ام.
حاشیه: از یک چیز خیالم راحت است: من چینی نیستم!
...
آدم وقتی در آن واحد در پنج رشته تحصیل میکند، حسابی گیج میشود.
استاد شیمی میگوید: محقق
واقعی کسی است که به نکات ریز و جزئی توجه کند.
استاد تاریخ میگوید: مراقب باشید سرتان به جزئیات گرم نشود. آنقدر از موضوع فاصله
بگیرید که نمایی کلی دستتان بیاید.
شخصا نظر استاد تاریخ را می پسندم. اگر بگویم که ویلیام فاتح در سال 1492 آمد و کریستف کلمب در سال 1100 یا 1.66 یا نمی دانم کی امریکا را کشف کرد، استاد این جزئیات را ندیده میگیرد. به همین سبب آدم وقتی تاریخ میخواند احساس امنیت و راحتی میکند. ولی موقع خواندن شیمی چنین حسی ندارد.
...
نمی توانم لذتی بیشتر از این در زندگی وجود داشته باشد که آدم جلوی آینه بنشیند و بدون در نظر گرفتن قیمت، هر کلاهی را که دلش میخواهد انتخاب کند.
...
به نظر من اگر مردی چهل و هفت سال به چیزی معتقد باشد و در اعتقادش کوچکترین تغییری ندهد، باید مثل موجودی کمیاب در موزه نگهداری شود.
...
برای به راه آوردن یک مرد یا باید با او تندی کنی یا باید چاپلوسیش کنی.
...
من فهمیده ام در برخورد با مردها باید سیاست به خرج داد. اگر رگ خوابشان را به دست بیاوری، مثل گربه خرخر می کنند و اگر نتوانی این کار را بکنی، به صورتت چنگ می اندازند.
...
بابا وقتی فکرش را میکنی که مردان هیچ سر و کاری با ساتن و توری و پارچه های دست دوز و قلاب دوزی ایرلندی ندارند، حس میکنی زندگی مردان خیلی بی رنگ و بوست. زن هرچه باشد به هرچیزی مثل بچه، میکروب، شوهر یا خدمتکاران یا متوازی الاضلاع یا باغبانی یا افلاطون علاقه داشته باشد، ذاتا به لباس توجه دارد. در هر حال این یک ویژگی غریزی ست که همه ی زن های دنیا را به هم پیوند داده است.
...
من رمز خوشبختی واقعی را چشیده ام، باید حال را دریابی، نه اینکه همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی. مثل کشاورزی: آدم، هر می تواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، همین می تواند کشاورزی خود را به یک قطعه کوچک محدود کند. من هم می خواهم کشت و کارم را به یک قطعه ی کوچک محدود کنم. می خواهم از لحظه لحظه ی عمرم لذت ببرم و بدانم که دارم لذت میبرم!
...
اگر روزی شوهر و دوازده فرزندم را از دست بدهم، صبح روز بعد با لبخند بیدار میشوم و دنبال شوهر دیگری میگردم.
به چند نفر خانم در رده ی سنی 13 تا 35 جهت صیغه نیازمندیم!!


دخترایی که از خونه فرار میکنن بیشترشون بعد یه مدت به این خاطر که پول سیر کردن شکمشون رو ندارن تن فروشی میکنن، عملشون هم خلاف شرع خونده میشه و نگاه جامعه هم بهشون منفیه. در واقع حتا بیشترشون خودشونم مطمئنن که جاشون توی قعر جهنمه. نمی دونم فرق خانمی که با صیغه ی 5 ساعته همسر یه آقا میشه با خانمی که بدون گفتن همون 4 تا کلمه به این کار می پردازه چیه و نمی فهمم فرق مردایی که بدون صیغه با زنای زیادی جز همسرشون س.ک.س دارن با مردایی که با خوندن صیغه این کار رو میکنن چیه.
وقتی پدرم این رو خوندن گفتن آقای طالقانی یه زمان مخالفت خودشون رو با جمع کردن کاباره ها و خونه های اینطوری اعلام کرده بودن، اون موقع ازشون انتقاد شد اما حالا انگار برای توجیه خطای اون موقعشون راه جدیدی پیدا کردن. انگار شرعیش کردن.
نمی دونم چند درصد از خانم هایی که این کار رو میکنن، چه شرعی و چه غیر شرعی از انجام کارشون راضی ان و ازش لذت می برن، اما اون طور که می دونم بیشتر این خانم ها همواره در حال عذاب کشیدنن، چه بخاطر آزاری که از نگاه افراد جامعه شون میبینن و چه بخاطر زنانگی شون، از یه نفرشون شنیدم که می گفت هیچ وقت اینکار براش لذتی به همراه نداشته، که همیشه احساس گناه داشته و احساس اینکه آدما مصرفش می کنن و دورش می ندازن، خب، یک زن بیشتر نیازش این هست که مورد توجه واقع بشه، کسی دوستش داشته باشه، براش ارزش قائل بشه نه اینکه به چشم یه کالا بهش نگاه کنن.
من نمی فهمم چرا باید همچین جاهایی چه با اسم قلعه و فاحشه خونه و چه با اسم خونه ی عفاف باید وجود داشته باشه ، از نظر من س.ک.س به این صورتم مثل مصرف مواد مخدره، که بیش از حد لذت بخشه و اما تخریب کننده س.
به نظرم آدم ها باید کنترل اخلاقی داشته باشن نه اینکه جامعه رو در جای جای دنیا نه فقط اینجا به این وضع بکشن. از فروش زنان سیاهپوست به عنوان برده ی جنسی تا وجود خانه ای برای آسایش برادران زائر ...
لایحه ی تخریب خانواده!
فیلم سنگسار ثریا رو ندیدم، اما خب جایی نقدش رو خوندم که نوشته بود قوانین اسلام انقدر سخت هست که اجازه نده به این راحتی زنی سنگسار بشه. ولی خب در ایران کم نیستند زنانی که سنگسار میشن! نمونه ش خانم سکینه آشتیانی که در آستانه ی سنگسار شدنه.
یک بار از یه آقای روحانی پرسیدم که چند همسره بودن پیامبر به چه علت بوده؟ ایشون توضیح دادن که دلیلش هوسبازی نبوده، زنان جز عایشه همه از پیامبر بزرگ تر بودن و چون در شرایط جنگ عده ی زیادی از مردان کشته می شدند و اگر پیامبر میخواستن بدون ازدواج به اون ها کمک کنن بد برداشت میشده پیامبر با این خانم ها ازدواج میکردن!! بر فرض که این مساله درست باشه
ما 1400 سال بعد داریم زندگی میکنیم، در حال حاضر شکرا لله جنگ و قحطی مَردم در کار نیست، پس این لایحه ی مزخرف چیه که قراره تصویب شه؟ (لطفا بشنوید که دارم دااااااااااد میزنم!)
میگن، البته فقط میگن که دموکراسی یا مردم سالاری دینیه، میگن قراره بر حسب قوانین الهی بر مردم حکومت بشه، توی کتاب دینی سوم دبیرستان نوشته که در دیگر کشورهای دنیا حکومت فقط به دنیای مادی مردم اهمیت میده و از معنویت و به راه راست هدایت کردن مردم خبری نیست!! میگن و بازم فقط میگن که قانون اساسی بر اساس قرآنه و شرع!!! پس ببخشید، حالا که در قرآن نوشته شده که مرد باید با اجازه ی همسر اول همسر دوم اختیار کنه شما خیلی غلط میکنید که چنین لایحه ای تصویب میکنید.
خواهش میکنم یه بار برای همیشه از رسانه ی ملیتون اعلام بفرمایین اسلامی در کار نیست و ما حکومت هوس بازی خودمون رو داریم که تکلیف ما مشخص باشه بعد هرکار دوست داشتین کنین.
اون آقای روحانی به من گفتن چند همسری بودن نباید بر اساس هوس بازی باشه و اگر آقا واقعا قصد خیر دارن برای خانم همسر پیدا کنن! نه اینکه خود ایشون رو به همسری قبول کنن. آیت الله صانعیم که فرمودن این موضوع خلاف شرعه، پس چرا دارین سر مردم کلاه میذارین؟
همواره دولت انگلیس و امریکا و کشورهای اروپایی رو محکوم به نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی میکنین، توی کتاب دینی پیش دانشگاهی مینویسین رسانه هاشون همواره مردم رو به روابط نامشروع دعوت میکنن و سوال من از شما اینه که رسانه ی ملی شما که فیلم هایی از قبیل پیامک از دیار باقی نشون میده رسانه ی الهیه؟
آقایان خواهش میکنم با کلمات بازی نکنین و سر خودتون رو کلاه نذارین، اصل اصل هوسبازی هاتونه و من متعجبم از زنان نمایندگان گرامی مجلس که چرا هیچ اعتراضی به لایحه ی تصویبی نمیکنن؟ احتمالا همسر یه نماینده ی مردمی در حد سیکل که سواد دارن؟!
اگر نیاز برای یک مرد هست برای زن هم هست، چه فرقی با هم دارن؟ چرا یک زن برای دو همسر داشتن باید سنگسار بشه و یک مرد حتا دیگه لازم نیست مهریه بده؟!! نه اشتباه نکنین، منظور من این نیست که این لایحه باید دو جانبه بشه که رضایت به تصویبش بدیم، حرف من این هست که تعریف ما از ازدواج چیه؟ ما برای چی ازدواج میکنیم؟ مگر غیر از اینه که به جز نیاز جنسی که یک نیاز اولیه س اما بعد کمرنگ میشه و جای خودش رو به نیاز به تسکین و آرامش، داشتن هم صحبت و محرم و عشق وزیدن و دوست داشتن یک فرد به نوع دیگه ایه . بعد غرب رو محکوم میکنیم که چرا انقدر طلاق راحته، چرا بنیان خانواده به اون شکله. بله حکومت اون ها غلط هست اما حداقل دو نفر که حتا بدون ثبت قانونی هم با هم زیر یه سقف رفتن انقدری پایبند هستن که تا وقتی اعلام نکردن میخوان از طرف مقابل جدا بشن به رابطه ی دیگه ای تن ندن و خیانت نکنن!
کجای کاریم؟ چیکار داریم میکنیم؟ حداقل روراست باشیم، که بدترین نوع دروغ دروغ گفتن به خودمونه.
*من فقط یکی از موارد این قانون رو به نقد کشیدم و اون هم چند همسری شدن آقایونه.


