بیوه زن = ؟
توی ایام عید توی یه مهمونی قرار شد عده ای برن مسافرت، تعداد زیاد بود و ماشین کم که خانم خانواده پیشنهاد دادن یکی از دوستانش رو هم همراه ببرن، یه خانم حدود 30 ساله و طلاق گرفته که ماشین داشت، اعضای خونواده شروع کردن به شوخی که پدربزرگ خونواده رو بفرستیم باهاش و یه نفر دیگه هم که مواظبشون باشه یا فلانی (یه مرد زندار) تو یه آستینی بالا بزن برا خودت ثوابم داره و ... پرسیدم: اگر خواهر خودتون مطلقه بود و یه عده راجع بهش اینطور حرف میزدن خوشتون میومد؟
خدا نیاره اون روزی رو که یه خانم توی ایران همسرش بمیره یا به دلایل مختلفی ازش طلاق بگیره، این خانم نه تنها باید مصیبت وارده رو تحمل کنه، بلکه از همون ساعت اول بیوه شدنش مردی نیست که بهش چپ نگاه نکنه و زنی نیست که براش حرف درست نکنه.
نمیدونم چرا این توی ذهن ایرانی ها ملکه شده که هر خانمی که مطلقه یا بیوه شد حتما باید خرج خودش رو با تن فروشی تامین کنه یا اینکه نتونه غرایزش رو کنترل کنه و خراب بشه.
خونه که بهشون اجاره نمیدن، خدا نکنه توی محلشون کسی بفهمه که این خانم ازدواج ناموفقی داشته، خدا نیاره اون روزی که بخواد آرایش کنه بره بیرون یا لباس رنگ روشن بپوشه، همه ی این ها دلیلی میشه برای اینکه متهمش کنن به ف.ا.ح.ش.گ.ی حالا دنیاییم طرف بگه بابا من از اول همین شکلی بودم باور نمی کنن که نمی کنن! نگاش کن، یه چیزیش میشه، توی جمع انگشت نماست، نمی تونه به مردی اجازه بده بهش سلام کنه، حتا از رفتگرشونم که تشکر کنه یعنی یه چیزیش هست!
همین آسیب های اجتماعی بعدی رو بوجود میاره، سری به سرگذشت ازدواج های ناموفقی که توی مجله ها چاپ میشه بزنیم تازه به عمق فاجعه پی میبریم! خانم هایی که بخاطر غرغر های خونواده و انگ بیخودی زدن تن به ازدواج با مردهای متاهل دادن یا سریع و بدون فکر ازدواج کردن و زندگیشون برای همیشه تباه شده، فرض کنین خانم بیوه ای با یه مرد 90 ساله ازدواج کنه و یارو یه هفته بعد بمیره، طرف سرخوره!! حرفیه که ما میزنیم!
خانم جای اینکه با فکر و حوصله بعد از فراموش کردن ازدواج ناموفق اولش بخواد بار دیگه ازدواج کنه و خوشبخت باشه به معضل یا معضل های بدتریم دچار میشه. کافیه برای بار دوم طلاق بگیره تا خوشبختی برای همیشه از زندگیش رخت ببنده و بره!
در حالی که در کشورای دیگه طلاق گرفتن امری کاملا طبیعیه، اگه دو نفر حرف هم و نفهمن یا با هم تفاهم نداشته باشن عمر خودشون و بیهوده پای اون فرد حروم نمیکنن و شانس خودشون و دوباره امتحان میکنن. اما چقدر زیادن خانم هایی که شوهرانشون ترکشون کردن اما حاضر نشدن اسم طرف رو از شناسنامه شون خط بزنن با این استدلال که اینطوری حداقل یه اسمی روم هست تا برام حرف در نیارن، یا سال ها با شوهری که معتاده یا فساد اخلاقی داره، یا زن دوم گرفته موندن چون خونواده شون طردشون میکرده یا سرپناه یا حوصله ی حرف مردم رو نداشتن.
یعنی ما با فرهنگ غلطمون حاضر شدیم زندگی و آینده ی آدم های خیلی زیادی رو خراب کنیم و حق زندگی آسوده و خوشبختی رو از اون ها بگیریم، این فرهنگ از حرف ها و شوخی هامون که شاید جدی نمیگیریمشون اما در واقع همین ها تبدیل به اعتقاد ما میشن سرچشمه گرفته.
راجع به این موضوع حرفای زیادی هست که باید گفته بشه.
کاش از خودمون شروع کنیم ...