شیرین، نوشته ی مرتضی مودب پور در خلال داستان اصلی داستان زندگی زنی رو مطرح میکنه که از نظر من خیلی جالبه. زری، زنی پیر که در خلال ماجرایی با شخصیت های اصلی داستان آشنا میشه و گذشته ی خودش که مربوط به زمان قبل از انقلابه برای اون ها تعریف میکنه. تنها دختر برو رو دار خونواده ای ده نفره و صاحب 8 فرزند دختر که هفت تای اون ها زشت هستن و کسی حاضر نیست باهاشون ازدواج کنه. بعد از مدتی بخاطر فقر مفرط خونواده خواهرهای بزرگ تر شروع به تن فروشی میکنن. خواستگاری برای زری میاد و با دادن پول به خونواده ی دختر اون رو راهی جنوب میکنه! اما مرد قرار نیست نقش شوهر رو بازی کنه، بلکه اون در واقع زری رو خریده تا به مکانی که دخترهای خوشگل رو برای شیخ های عرب یا پولدارهای این ور آبی جمع میکردن و بهشون آموزش رقص و ... میدادن بفروشه. گویا در اون زمانی یه جایی به اسم قلعه بوده که روسپی ها توی اون جا داشتن و ...

چند وقت پیش شنیدم که رفتن دخترهای دانشجو به مکه ممنوع شده و با شنیدن دلیلش خیلی متاثر شدم. دخترایی که اون جا برای به دست آوردن پول خودشون رو به شیخ های عرب میفروختن و ...

توی یه روزنامه ی دیگه از صادرات! دخترای 16 تا 19 ساله ی  ایرانی به دوبی و امارات و سایر کشورهای حوزه ی خلیج فارس و ...

یه مطلبیم تحت عنوان خونه ی عفاف خوندم که بیشتر از اون دو تای دیگه حالم و بهم ریخت! خانم ها در اینجا نه تنها دیگه توی خیابون نیستن، بلکه به صورت کاملا قانونی!! و شرعی!!! ازدواج میکنن و حقوقشونم به طور کل رعایت میشه! صیغه از یک ساعته تا 99 ساله!!! احتمالا

خب! انقلاب کردیم، خواستیم کشوری اسلامی داشته باشیم، اما وضع زن این طرف و اون طرف انقلاب چه فرقی کرد؟ شخصیت زن اون داستان ناخواسته مجبور به تن فروشی شد، چه به سر مردم ما اومد که دخترهاشون خودشون و با رضایت خودشون حاضر شدن به ...

صیغه، صیغه و صیغه! من جزو قوانین دین نمیدونمش و اگر هست من مسلمان نیستم! به نظر من اگه چند همسری و داشتن 3کس با چند نفر  در طول هفته گناه محسوب میشه چه توی خونه ی عفاف باشه چه قلعه تفاوتی نداره . وقتی جای اصل و ریشه ای که قوانین دین معرفی کرده به ظاهرش توجه کنیم همین بلا سرمون میاد. ببینین، خوندن چند تا کلمه چیزی رو تغییر نمیده!! اگه فرهنگ ازدواج و محرم و نامحرمی هست بخاطر اینه که حقوق دو طرف رعایت بشه. شما به من بگید، خانمی که تن فروشی میکنه، چه با صیغه چه بدون صیغه، روحش آزرده نمیشه؟ وقتی تنش، به عنوان ابزار کارش محسوب میشه؟ یک زن، یه وجود حساس، نیاز به کسی داره که بتونه بهش تکیه کنه، فرض کنین اگه بچه ای هم به دنیا اومد اسم پدر توی شناسنامه ش باشه، که چی؟ مهم اسم پدر نیست، مهم نقش پدر توی زندگی اون بچه هست! بعدا که این بچه بزرگ شد چی؟ ازش میپرسن مادرت چه کاره ست؟ مادر من کاملا شرافتمندانه تنش رو برای فروش گذاشته!!

انقلاب نکردیم که اسم قلعه رو به خونه ی عفاف تغییر بدیم و رابطه ی نامشروع رو با صیغه بی گناهی اعلام کنیم. انقلاب کردیم که جای قلعه کارخونه ای برای استفاده از هوش و استعداد زن برای پیشرفت کشورمون ایجاد کنیم، ایجاد امکان ازدواج برای جلوگیری از فساد و ...